احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

99

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

ژاندارمها واسموس را در تحت حفظ خودشان برحسب تكليف بكازرون وارد و از كازرون بشيراز آوردند طبيعة ورود او بژاندارمرى شد نظر به حفظ نزاكت يكنفر صاحب‌منصب نظميه را فرستادم باحوال‌پرسى با درشكه كرايه رفتنه بود واسموس درخواست ملاقات كرد من هم وقت دادم با همان درشكه كرايه نزد من آمد و شرح مسافرت خود را گفت و گمان مىكرد كه من ميتوانم اشياء او را از انگليسها بخواهم گفتم اين مذاكره بايد در تهران بشود و رفت و پريروز هم آمد كه نتيجه را بفهمد گفتم هنوز اطلاعى ندارم ضمنا اطلاع داد كه يك مقدار از اسباب او رسيده . او روز ورود خواسته بود دو روز در منزل ژاندارمها بماند مخصوصا به او گفته بودند با سوءظنى كه انگليسها از خيالات شما دارند نمىتوانيم قبول كنيم و همان شب به منزلى كه پارسال در موقع آمدن بشيراز آنجا منزل كرده بود رفت در باب مذاكرات كاپيتن اورتين گرن از پراويتس سؤال كردم چيزى نميدانست ناظر ديوان قطعا و سايرين يقينا اقدامى برضد دولت انگليس نخواهند كرد تلگرافچى انگليس كه يك نفر ارمنى و مگرديج نام دارد در كازرون از شيطانهاست كه هميشه حكومت كازرون و ژاندارمها و ناظر ديوان در اين سال اخير تغيير او را خواسته‌اند و من ابدا براپورت‌هاى او اطمينان ندارم معهذا تحقيق مىكنم و امروز هم به پراويتس تأكيد كردم قدغن كند كه ژاندارمها ابدا از اين اظهارات نكنند و خودم هم بناظر ديوان و خوانين دشتى و دشتستان قبل از زيارت تلگراف اخطار كردم كه در اسكات مردم سعى كنند چون قونسول انگليس صبح نزد من آمد و همين اظهارات را كرد او را مطمئن كردم كه اين مطالب صحت ندارد اكثرش خيالات واهى است و اشتهارات جهال اينكه واسموس خيال كرده باشد قونسول انگليس را بگيرد جز واهمه ماخذى ندارد برعكس ميان مردم شهر اين زمزمه است كه واسموس خوب است به شهر بيايد و در شهر منزل كند مبادا او را هم مثل قونسول بوشهر بىخبر ببرند ملاحظه فرمائيد افكار چقدر مشوش است از راست به چپ : مخبر السلطنه - مخبر الملك - صنيع الدوله در هرحال خاطر اولياء دولت آسوده باشد كه در فارس از اين گونه اقدامات كه احتمال داده‌اند نخواهد شد اما از اينكه تمام مردم اعلى درجه افسردگى را از قضيه بوشهر و بندر ريگ دارند هيچ شبهه نداشته باشيد اگر افكار اين مردم محل ملاحظه است شرط عقل اصلاح اين افكار است بتدابير در ضمن اين مذاكرات امروز با قونسول انگليس گفتم كه ابدا احتمال حدوث حادثه و رفتارى به مثل بوشهر هم صلاح نيست قشونى پياده نمايند زيرا ممكن است پياده كردن قشون تازه به اندازه اسباب تحريك مردم بشود كه اختيار از دست اولياء امور برود مسئله سوزاندن اوراق قونسولگرى را نميفهمم لابد در قونسولگرى خبرى كه موهم اخلال بيطرفى يا روابط دوستى با ايران باشد نخواهد بود اما در باب اتحاد من با آن خيالات مكرر در تبريز هم گفته‌ام من ايرانى و طرفدار مصالح ملت هستم آلمان و انگليس و روس را نمىشناسم اگر روزى بنا باشد مجبور شوم بر خلاف مليت خود رفتار كنم كناره خواهم جست در اين صورت چطور ممكن است من بدون تعليمات در كارى اقدام كنم كه ضررش از شمال تا جنوب ايران را خواهد گرفت در نظر من اقدامات خود انگليس در اين موقع كه آتش دنيا را گرفته و احكام حجج الاسلام همه‌جا منتشر است زودتر مهيج مردم جاهل ايران خواهد شد در چنين موقعى كه بعضى اوراق به زبان اردو و غيره مخل بيطرفى است اگر مردم ورود با اسلحه را به مملكت و تعاقب غير را هم مخل بيطرفى بدانند و فرياد